بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام و درود خدمت همه دوستان بزرگوار
فرارسیدن سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را به همه انقلابیون نسل یک و دو سه و چهار تبریک عرض میکنم.
ماشالله این ایام همه مراسمات و رسانه ها و برنامه ها پر از تصاوير امام خمینی(رضوان خدا بر ایشان باد) ميشود و به حق هم بايد اینطور باشد ،چون ما هرچه داریم از انقلاب داریم و انقلاب و انقلابیون پیروزی شان را مدیون رهبری حضرت امام خمینی(رضوان خدا بر ایشان باد) هستند.
اما آنچه که مهم است این است که در این تصاویر همه آن افرادي را که روح اللهی بودند و آنهایی که با حضرت روح الله(رضوان خدا بر ایشان باد) بودند را میتوان دید.
این که کسی در کنار امام راحل بوده باشد افتخار چندانی به حساب نمی آید بلکه افتخار آن است که وقتی این توفيق نصیب شد انسان تا جاییکه میتواند از افکار و شخصیت امام بهره مند شود و بتواند ادامه دهنده راه امام باشد.
اگر صرف در کنار رهبر بودن افتخار بود اکنون هیچيک از آنان که اطراف پیامبر بزرگوار اسلام (جانم بفدایش باد)بودند و یا رابطه نسبی و سببی با آن حضرت داشتند مورد لعن و نفرین قرار نمي گرفتند.
افتخار آن است که انسان راه و انديشه رهبرش را بشناسد و مسیر خودش را با مسیر رهبرش تطبیق بزند نه آنکه افکار متناقض داشته باشد و بخاطر جبر شرايط مکان و زمان با آن رهبر همراهی کند.
نکته ای که امروزه در رابطه با انقلاب اهمیت دارد آشنایی نسل سوم و چهارم انقلاب با مبانی انقلاب اسلامی و اندیشه های حضرت امام خمینی(رضوان خدا بر ایشان باد) است چرا که وارثان این انقلاب این نسلها هستند و باید بتوانند به درستي مسیر انقلاب را طی کنند تا جامعه را به جامعه اسلامی ایده آل نزدیکتر نمایند.
نسلهايی که دشمن میخواهد تلافی سیلی هایی که از پدران آنها خورده بر سر آنها درآورد بدون آنکه متوجه بشوند.
در فتنه اخير شاهد بودیم که دشمنان سعی داشتند تا از احساسات جوانان و نوجوانان نسبت به حکومت اسلامی و میهن اسلامی عزیزمان سوء استفاده کنند و با ظاهری آزادیخواه و انقلابی بدون اینکه متوجه شوند از آنان به عنوان ابزاری علیه حکومت و انقلاب اسلامی استفاده کند.
تفکرات و مکاتبي که در دهه ۵۰ و ۶۰ بر سر راه جوانان قرار میگرفت و به نام انقلاب آنان را از مسیر اصلی انقلاب و از دین خارج میکرد باز بر اثر اشتباهات و یا سکوت برخی از مسئولین و به اصطلاح نخبگان جرأت پیدا کرده و همان کارهایشان را به شیوه هاي نوین درباره نسل سوم و چهارم پیاده کردند، اما به لطف خدا و رهبری موفق امام خامنه ای(خدا ایشان را حفظ کند) و با درایت انقلابیون واقعی در روشنگری جوانان و تنویر افکار موفق نشده اند و به دست و پا افتاده اند.
در اینجا ضمن تشکر از اصحاب رسانه و سخنرانان انقلابی یادآور میشوم علاوه بر آشنا نمودن جوانان با افکار امام خمینی(رضوان خدا بر ایشان باد) و مبانی انقلاب اسلامی لازم است وارثان انقلاب را با مبانی و تفکرات دشمنان و مکاتب و گروه های ضد انقلاب کاملا آشنا کرد تا خداي ناکرده دشمن با ظاهرسازی و دادن نمای اسلامي و انقلابی به بنای ضد دین و ضد انقلاب خود، موفق به فریب دادن جوانان و نوجوانان ایران زمین نشود.
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام و درود بر دوستان محترم
دیروز با شنیدن این خبر که مسئولین و اساتید دانشگاه تهران میخواستند به مقام معظم رهبری دکترای افتخاری بدهند سخت متعجب شده و در حیرت ماندم که چه کسی میتواند این طرح مزخرف را برنامه ریزی کرده و مطرح نماید؟!!! مگر میتوان علم یک مجتهد را با خط کشهای لیسانس و فوق لیسانس و دکترا اندازه گرفت؟!!!
تازه آن هم نه یک مجتهد معمولی،مجتهدی که توسط مجتهدان خبره به مقام ولایت و جانشینی امام زمان(روح و جانم بفدایش باد) انتخاب شده است، آخر یکی نیست بگوید این دکترا و مدارکی که دانشگاهها با آرم جمهوری اسلامی میدهند مشروعیت و مقبولیتش و هرچه دارد از ولایت فقیه است
خوش بینانه ترین حالتی که توانستم درباره این اتفاق در ذهن خود تصور کنم این است که طراح این برنامه فردی نادان بوده که در رابطه با جایگاه مراجع و مجتهدین و ولایت فقیه چیزی نمیدانسته و حتی یکبار هم قانون اساسی را نگاه نینداخته تا ببیند جایگاه ولی فقیه جایگاه امامت امت است، در این صورت این سئوال پیش می آید که چطور یک همچین شخصی به عنوان رئیس یا هیئت علمی و استاد یکی از بزرگترین دانشگاههای ایران منصوب می شود؟!!!
و بدبینانه ترین حالتش این است که بگوییم قصد و غرضی در کار بوده که الحمدلله با درایت رهبری و نپذیرفتن این مدرک به انجام نرسیده که در این صورت هم این سئوال پیش می آید که چرا با همچین حرکتی برخورد نشد؟!!!
اما اگر بخواهیم از زاویه ای دیگر به این اتفاق نگاه کنیم فرمایشی است که مقام معظم رهبری در پاسخ فرمودند که نشانگر اهمیت و ضرورت رعایت تعهدات و زی طلبگی و عدم مدرک گرایی است.
این فرمایش پیامهای بسیار مهمی برای جوامع طلبگی و روحانی دارد که با دقت بر آن باید از رشد آفت مدرک گرایی در حوزه علمیه و بین طلاب جلوگیری کرد.
اما مسئولین حوزوی نیز توجه داشته باشند که نباید فقط روی پرهیز از مدرک گرایی مانور بدهند بلکه باید بکوشند در تعاملاتشان با مسئولین دولت و جوامع علمی کشور جایگاه علوم حوزوی و مراتب عالمان دینی را تبیین کنند تا هم در آینده شاهد چنین حرکات اشتباه و زشتی در حق علما و مجتهدین نباشیم هم زحمات طلاب و روحانیان ما در زمان خدمت رسانی به مردم توسط ادارات یا نهادها و ارگانها با مدارک دانشگاهی سنجیده نشود.

