به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام و درود بر شما
پيامبر اعظم(ص): سافِرُوا تَصِحُّوا و تغنَمُوا
سفر كنيد تا سلامت باشيد و غنيمت يابيد
يكي از مواردي كه خيلي زياد تو روحيه ما تاثير ميذاره مسافرته. مسافرت علاوه بر عوض شدن آب و هوا، اين موقعيت رو براي آدم ايجاد ميكنه تا افراد مختلف، فرهنگهاي مختلف و سليقه هاي مختلفي رو ببينه و براي زندگيش درس بگيره. از اونجا اميرالمومنين علي (ع) ميفرمايند: ما أكثر العِبَر و أقَلَّ الإعتبار ( چه بسيار است مايه عبرت و چه كم است عبرت گيرنده ) سعيم بر اينه كه تو مسافرت ها دقت بيشتري كنم تا عبرتهاي لازمه را كسب كنم.
طولانيش نكنم
دو هفته گذشته سفري به شهرهاي اراك و تبريز داشتم كه سعي ميكنم نكاتي از اين سفرها براتون بنويسم.
البته سفر به اراك يه سفر كوتاه دو روزه بود ، اونم از اين سفرها كه صبح تا شب بايد سر كلاس بشيني برا همين حرفاي كمي هست كه دونه دونه براتون مينويسم.
1) دهات بزرگ
از يكي از راننده هايي كه ما رو به سمت كلاس منتقل ميكرد پرسيديم: اراك چجورجاييه؟! و راننده در جواب ما گفت: اراك يه دهات بزرگه.
تقريبا ميشه گفت همينطور بود چون با اين كه وسعت پيدا كرده و جمعيت زيادي داره و روند ساخت و ساز بيرويه در حاشيه شهر ادامه داره، اما نسبت به اكثر مراكز استان چهره سنتي و شهرستاني بيشتر به خودش داره تا شهري.
2) زيباسازي
يكي از نكاتي كه خيلي توجه منو جلب كرد بحث زيباسازي شهري بود كه تو اراك اصلا رعايت نشده، شهردار تهران يكي از معاونتهاي پرخرجش زيباسازيه و اونقدر رو بحث زيباسازي مانور دادن كه حتي از مقام معظم رهبري هم در مورد زيباسازي جملاتي در تابلوهاي شهري نوشتن، اما با اين حال تو شهر اراك كه جزومراكز استانهاست اصلا توجهي به اين مورد نشده بود و ديوارها رو آدم با رنگها و نوشته ها و تابلوهاي متفاوتي ميديد.
3) مترو
دانشگاههاي شهر اراك بيرون شهر و توجاده كمربندي بودن (به غير از يكيش) و اين در حالي بود كه اين دانشگاهها دانشجوهاي زيادي دارن و براي اينها سرويسي در نظر گرفته نشده. چيزي كه به ذهنم رسيد اين بود كه با توجه رشد جمعيت جوون و رشد كميتي دانشگاهها و افزايش آلودگي هوا چرا دولت از الان به فكر ساخت مترو براي مسيرهاي حاشيهاي شهر اراك نيست؟!! در صورتيكه ميشه اونجا مثل متروي تهران – كرج خط مترويي كه قطار از روي زمين رد ميشه احداث كرد تا دانشجوها و كشاورزها و افراد ديگه رو رو خط حاشيهاي اراك منتقل كنن.
4) اينترنت دانشگاه
وااااااااااااااااااااااااااااااااييييييييييييييييييي
دانشگاهي كه ما توش بوديم اينترنتش اكثرا قطع بوددر حاليكه دانشجوهاي رشته كامپيوتر مراجعه زيادي به كارگاه رايانه داشتن اما استفاده كمي از دستگاهها ميتونستن بكنن. جالب اين بود كه دانشجوها ميگفتن اينجا هميشه اينجوريه اما وقتي مطلبو به رئيس دانشگاه انتقال دادم گفت: فقط امروز اينطوري شده و الا من خودم هر روز دارم مصرف ميكنم.
وقتي با مسئول روابط عمومي دانشگاه صحبت ميكردم مشكلات فنياي كه بر سر راه اينترنت دانشگاه بود بهم گفت از جمله بيرون از شهر بودن و نبودن امكانات شركت مخابرات در نزديكي دانشگاهها. خب راه حل داشت اونم اينكه ديش براش خريده بودن تا اين مشكل حل بشه اما اين ديش فقط خريداري شده بود، كي نصب بشه خدا عالمه
بين خودمون باشه
دانشجوها ازم خواستن بحث اينترنتو پيگيري كنم و منم با جسارت مطلب رو به مسئولين انتقال دادم اما آخرين حرفي كه به مسئول روابط عمومي دانشگاه زدم اين بود: « باز خوش به حال دانشجوهاي شما كه اين همه رايانه دم دستشونه و اينترنت هم دارن هر چند قطع و وصل بشه، ولي طلبهها توحوزه علميه اونترنت هم ندارن چه برسه به اينترنت. كاش روزي برسه كه تو حوزه ها هم سيستم رايانه و اينترنت در اختيار طلبه ها بذارن.
5) نماز و مسجد
غير از استان تهران جاي ديگه نديده بودم مركز رسيدگي به امور مساجد داشته باشه اما تو صحبتهايي كه استاندار مركزي برامون انجام ميدادن ديدم استان مركزي دومين استانيه كه مركز رسيدگي به امور مساجد توش راه اندازي شده وتو گزارشات استاندار پيگيريهاي زيادي در امر اقامه نماز به چشم ميخورد. از اينكه مسئولين اين استان اينقدرگرم پيگير بحث اقامه نماز هستن خوشحالم و ازشون تشكر ميكنم.
البته اين زحمات مرهون هماهنگ بودن نماينده محترم ولي فقيه در استان مركزي با استانداريه كه جاي تقدير و تشكر داره.
6) ...
و در اخر جمله ناراحت كننده اي كه به گوشم خورد رو ميگم كه از روي رودخونهاي رد ميشديم شنيدم يكي از دوستان اراكي گفت اينطرف رودخونه محله فقير نشينه اراكه و فلان جا محله اعيان نشين
متاسفانه اين مشكل تو اكثر شهرها هست در حاليكه زيبنده مملكت اسلامي نيست.
كاش روزي بياد كه ديگه فقيري نباشه و محله هامون يك دست باشن.


