<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وبلاگ شخصی محمد صدارت</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 28 Nov 2009 13:39:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>داغ دل و عید!!!</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-138.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;بنام خداوند بخشنده مهربان &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;نمیدانم عید سعید قربان را باید تبریک گفت یا نه!!!&lt;BR&gt;ایام،ایامی حسینی و عاشورایی است، شهادت آخرین بازمانده کربلا، شهادت سفیر کربلاییان، عرفه ای مملو از شور حسینی و اینک عید قربان، روزی که به حضرت ابراهیم(درود خدا بر او باد) خبر قربانی شدن سلاله اش در کربلا داده شد، و امسال  همزمان با قربانی کشتن حجاج در عربستان، خبر قربانی گشتن شیعیان یمن توسط سربازان عربستان را میشنویم.&lt;BR&gt;نمیدانم چطور می توان عید را جشن گرفت در حالیکه زنان و کودکان شیعه در مرزهای یمن و عربستان در بدترین وضعیت اردوگاههای سازمان ملل در انتظار انواع بیماریها نشسته اند و نمی توانند در خانه و کاشانه ای گرم زندگی عادی داشته باشند.&lt;BR&gt;شاید برای اینکه راحت تر بتوانیم عید را جشن بگیریم و از غم و اندوه به دور باشیم است که رسانه ملی گذرا از اخبار یمن عبور می کند و از شرح جنایات وهابیها خودداری می کند، و الا مصلحت اندیشی و کوتاه آمدن در برابر ظلم،در مسئولین ما جایی ندارد که بخواهیم آنگونه احتمالات را بدهیم.&lt;BR&gt;شاید برای گوارا بودن سوغات حجاج است که سخنی از موشک های صعودی که بر سر برادران مسلمان ما ریخته می شود به میان نمیآید و الا سکوت در برابر ظلم ظالم و تماشای جنایت که در شیعیان و علویان راه ندارد؛ چرا که از مولای خود شنیده اند در جامعه اسلامی حتی اگر در حق دختر یهودی ظلمی شود جای دارد که انسان از درد بمیرد و بر او ملامتی نیست.&lt;BR&gt;نمی دانم چطور میتوان با داشتن داغ بر دل که به فرموده امام خامنه ای (خدا ایشان را حفظ کند):برادركشى در يمن داغى تازه بر دل امت اسلامى نهاده است، عید را جشن گرفت و شاد بود؟!&lt;BR&gt;از خدا می خواهم با تعجیل در حضور و ظهور مولای ما این داغها را به پایان رسانده و جشن واقعی را برایمان به ارمغان آورد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Nov 2009 13:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=138</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-138.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درسهایی از امام محمد باقر(ع)</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-137.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;بنام خداوند عالم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;فرارسیدن سالروز شهادت حضرت امام محمد باقر(عليه السّلام) را تسلیت عرض می کنم.&lt;BR&gt;تو نوشته های مختلف ابعاد رفتار امام محمد باقر(عليه السّلام) را بر رسی میکردم دو سه تا نکتشو برای این وبلاگ انتخاب کردم تا با هم بخونیم و الگو بگیریم تا بیشتر به آنچه که باید باشیم نزدیکتر شویم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;۱-محبت و عاطفه نسبت به خانواده&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;محبت وعاطفه نسبت به فرزندان و اعضاي خانواده در اوج رعايت ارزشهاي ديني و الهي، چيزي است كه تنها در مكتب اهل بيت به صحيحترين شكل آن ديده مي‏شود.كساني كه از مكتب اهل بيت (عليه السّلام) دور مانده‏اند، چه آنان كه اصولا پايبند به دين نيستند و چه آنان كه دين را از طريق غير اهل بيت دريافت كرده‏اند، در ايجاد تعادل ميان عواطف و ارزشها گرفتار افراط و تفريط شده‏اند. &lt;BR&gt;گروهي آنچنان دلبسته به فرزند و زندگي هستند كه همه قوانين و ارزشهاي ديني و اجتماعي را فداي آن مي‏كنند، و دسته‏اي آنچنان گرفتار جمود و جهالت شده‏اند كه گمان كرده‏اند، توحيد و محبت به خدا مستلزم بي‏عاطفگي و بي مهري نسبت به غير خداست.اين گروه دوستي و محبت زن و فرزند را عار مي‏دانند و در مرگ‏عزيزانشان، حتي از قطره‏اي اشك دريغ دارند، ولي در مكتب امام باقر (عليه السّلام) خبري از اين افراط و تفريطها نيست. &lt;BR&gt;گروهي نزد امام باقر (عليه السّلام) شرفياب شدند و به خانه آن حضرت وارد گشتند.اتفاقا يكي از فرزندان خردسال امام باقر (عليه السّلام) مريض بود و آنان آثار غم و اندوه فراواني را در آن حضرت مشاهده كردند.امام باقر از مريضي فرزند به گونه‏اي نگران و ناراحت بود كه آرامش نداشت.آن گروه با مشاهده اين وضع با خود گفتند كه اگر اين كودك طوري بشود (بميرد) ممكن است امام باقر (عليه السّلام) چنان ناراحت و غمگين شود و از خود عكس العملهايي نشان دهد كه ما از ايشان انتظار نداشته باشيم.در همين انديشه بودند كه ناگهان صداي شيون شنيده شد و دانستند كه كودك جان سپرده و اطرافيان بر او مي‏گريند، اما همچنان از وضع امام باقر (عليه السّلام) بيخبر بودند كه ايشان با صورتي گشاده بر آنان وارد شد، بر خلاف آنچه قبلا از آن حضرت مشاهده كرده بودند. &lt;BR&gt;ميهمانان گفتند: وقتي كه ما وارد شديم و حال مضطرب شما را ديديم، ما نيز نگران وضع و حال شما شديم! &lt;BR&gt;امام (عليه السّلام) فرمود: ما دوست داريم كه عزيزانمان سالم و بي رنج و درد باشند، ولي زماني كه امر الهي سر رسيد و تقدير خداوندي محقق شد، خواست خداوند را مي‏پذيريم و در برابر مشيت او تسليم و راضي هستيم. (1) &lt;BR&gt;اين بيان، مي‏نماياند كه برخورداري از روحيه رضا و تسليم به معناي كنار نهادن عواطف و احساسهاي طبيعي نيست، بلكه عواطف در جاي خود بايد ابراز شود و در اوج ابراز عواطف انساني، روحيه رضا و تسليم در برابر حكم الهي را نيز بايد حفظ كرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;احترام به حقوق اجتماعي مؤمنان&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;زراره گويد: امام باقر (عليه السّلام) براي تشييع جنازه مردي از قريش، حضور يافت و من هم با ايشان بودم.در ميان جمعيت تشييع كننده عطاء نيز حضور داشت. &lt;BR&gt;در اين ميان، زني از مصيبت ديدگان فرياد و ناله بر آورد. &lt;BR&gt;عطاء به زن مصيبت زده گفت: يا ساكت مي‏شوي، يا من بازخواهم گشت! و در اين تشييع، شركت نخواهم جست. &lt;BR&gt;اما، آن زن ساكت نشد و به زاري و افغان ادامه داد.و عطاء هم بازگشت و تشييع را ناتمام گذاشت. &lt;BR&gt;من براي امام باقر (عليه السّلام) قضيه عطاء را باز گفتم (و در انتظار عكس العمل امام بودم) .امام فرمود: به راه ادامه دهيم و جنازه را همچنان تشييع كنيم، زيرا اگر بنا باشد كه به خاطر مشاهده يك عمل اشتباه و سر و صداي بيجاي يك زن، حقي را كنار بگذاريم (و به وظيفه اجتماعي خود نسبت به مؤمني عمل نكنيم) حق مسلماني را ناديده گرفته‏ايم. &lt;BR&gt;زراره گويد: پس از تشييع، جنازه را بر زمين نهادند و بر آن نماز خوانديم و مراسم تدفين ادامه يافت.در اين ميان، صاحب عزا پيش آمد، از امام باقر (عليه السّلام) سپاسگزاري كرد و به ايشان عرض كرد: شما توان راه رفتن زياد را نداريد، به همين اندازه كه لطف كرده و در تشييع جنازه شركت كرده‏ايد، متشكريم و اكنون بازگرديد! &lt;BR&gt;زراره مي‏گويد: من به امام گفتم: اكنون كه صاحب عزا به شما رخصت بازگشت داده، بهتر است بازگرديد، زيرا من سؤالي دارم كه مي‏خواهم از محضرتان استفاده كنم. &lt;BR&gt;امام فرمود: به كار خود ادامه بده، ما با اجازه صاحب عزا نيامده‏ايم تا با اجازه او بازگرديم.تشييع جنازه يك مؤمن، فضل و پاداشي دارد كه ما به خاطر آن آمده‏ايم.به هر مقدار كه انسان به تشييع ادامه دهد و به مؤمن حرمت نهد، از خداوند پاداش مي‏گيرد. (۲) در اين حديث، درسهاي چندي نهفته است كه از آن جمله به اين موارد مي‏توان اشاره كرد: &lt;BR&gt;الف: لزوم وا ننهادن وظيفه و ترك نكردن حق به خاطر مشاهده باطل از ديگران. &lt;BR&gt;ب: لزوم اهتمام به حقوق اجتماعي مؤمنان و ضرورت اجتناب از تنگ نظري. &lt;BR&gt;ج: حرمت مؤمن، حتي پس از مردن. &lt;BR&gt;د: ضرورت انجام همه وظايف حتي وظايف اجتماعي، براي خدا و نه صرفا رضاي خلق. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;رعايت حقوق و نيازهاي روحي همسران &lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;زاهد نمايان و تنگ نظراني كه عبادت و تقوا را در انزوا و كسالت و جمود مي‏بينند و با ترك شؤون زندگي و رفتارهاي اجتماعي در صدد راهيابي به مقامات معنوي هستند! واقعيات حيات را ناديده گرفته و به جاي پيروي از تماميت وحي، تشخيصهاي نادرستشان را، ملاك حق مي‏شمرند، تشكيل زندگي خانوادگي را مانع وصول به حق پنداشته و رعايت حقوق و نيازهاي طبيعي و واقعي همسران را در خور دنيا گرايان مي‏دانند! و در جهت ضديت با فطرت و طبيعت و نظام هستي بر مي‏خيزند، اما در مكتب اهل بيت (عليه السّلام) و در زندگي امام باقر (عليه السّلام) اثري از اين گونه حركتها نيست، بلكه هر حقيقتي در جاي خود مورد توجه قرار گرفته است.از آن جمله نيازهاي روحي همسران است كه معمولا در نگاه انسانهاي سطحي مورد غفلت و بيمهري قرار مي‏گيرد، ولي در زندگي امامان (عليهم السّلام) به عنوان يك واقعيت مورد توجه بوده است. &lt;BR&gt;گروهي از مردم به حضور امام باقر (عليه السّلام) رسيدند، در حالي كه امام خضاب كرده بود. &lt;BR&gt;تازه واردان، از علت خضاب كردن آن حضرت، جويا شدند. &lt;BR&gt;امام (عليه السّلام) فرمود: چون زنان از آراستگي شوهر خويش شادمان مي‏شوند، من براي همسرانم خضاب كرده و خود را آراسته‏ام. (۳) &lt;BR&gt;--------------------------------------------------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پی نوشت:&lt;BR&gt;(۱)عيون الأخبار، ابن قتيبه ۳/۶۶، بحار ۱۱/۸۶ &lt;BR&gt;(۲)بحار ۴۶/۳۰۱&lt;BR&gt; (۳)بحار ۴۶/ ۲۹۸&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Nov 2009 21:31:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=137</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-137.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مسئولین و بسیج در آینه کلام رهبری</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-136.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;بنام معبود و معشوق شهدا &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;فرارسیدن هفته بسیج و سالروز تشکیل بسیج مستضعفان به فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی(رضوان خدا بر ایشان باد) را به همه بسیجیان سلحشور ایران تبریک عرض می کنم.&lt;BR&gt;البته بسیج لزوما یک سازمان یا ارگان نیست بلکه به فرمایش حضرت امام خامنه ای(خدا ایشان را حفظ کند) «&lt;FONT color=#0033ff&gt;بسيج تمامي نيروهاي مؤمن ،‌ پرشور،‌ باانگيزه و توانمند در جامعه اسلامي اعم از زن و مرد كه قادر به دفاع از انقلاب و كشور هستند را شامل ميشود.&lt;/FONT&gt;»&lt;FONT size=1&gt;(۱)&lt;/FONT&gt; همه کسانی که در نهضت کبیر انقلاب اسلامی نقش داشته و دارند و آنهایی که نقش خواهند داشت طبق این تعریف بسیجی حساب می شوند و باید برای رشد تعالی تفکرات و اندیشه های آنان تلاش لازم را داشت.&lt;BR&gt;اما متاسفانه در برخی مکانها و زمانها دیده می شود که بعضی از مسئولین بجای حمایت از فعالیتهای بسیجی وار و کمک به جوانانی که اندیشه آنان انقلابی و بسیجی گونه است با جدیتهای بیجا در بروکراسی غرب زده و یا بوسیله گم کردن اولویتها مانع از حرکتهای منجر به رشد و تعالی بسیجیان می شوند گویا فرمایشات امام خامنه ای(خدا ایشان را حفظ کند) را فراموش کرده اند که می فرماید:«&lt;FONT color=#0033ff&gt;بسيج به معناي حقيقي آن يك پديده ي انقلابي است كه ملت و مسئولين بايد همواره آن را جدي گرفته و قدر بدانند.&lt;/FONT&gt;»&lt;FONT size=1&gt;(۲)&lt;/FONT&gt;( البته وقتی در حوادثی که علیه انقلاب رخ می دهد انسان حضور برخی مسئولین سابق نظام را ببیند دیگر جایی برای تعجب از این افراد و تفکراتشان باقی نمی ماند)&lt;BR&gt;در این فرمایش ۲نکته مطرح است: یکی جدیت مسئولین و حمایت آنها و دیگری انقلابی بودن حرکتها و رفتارهای بسیجیان است که نمی توان انتظار داشت با نظام های ناکارآمد اداری که منبع و مأخذ آنها علوم غربی و غیر اسلامی است موافق باشد.&lt;BR&gt;اگر مسئولین نظام خواهان پیشرفت و تداوم انقلاب هستند میدانند که «&lt;FONT color=#0033ff&gt;بايدكاري كرد كه مجموعه ي بسيج در عمل به بيست ميليون نفر تبديل شود. ارتش بيست ميليوني در كشور ما بايد يك تحقق واقعي باشد و اين امر از طريق جذب و سازماندهي ممكن خواهدشد.&lt;/FONT&gt;» &lt;FONT size=1&gt;(۳)&lt;/FONT&gt; لذا باید نگرش و رفتارشان نسبت به بسیج به گونه ای باشد که ضمن دلگرمی فعالان این عرصه زمینه را برای جذب بیش از پیش جوانان و گسترش تفکر انقلابی و بسیجی فراهم نمایند.&lt;BR&gt;در همین راستاست که حضرت امام خامنه ای(خدا ایشان را حفظ کند) تاکید میفرمایند که :«&lt;FONT color=#0033ff&gt; بسيج با سرنوشت انقلاب سر و كار دارد و با فراگير شدن آن انقلاب بيمه خواهدشد. با گسترش، استحكام،‌ كارآيي و قدرت يافتن بسيج ميتوان اطمينان يافت كه هيچ قدرتي در دنيا قادر به وارد ساختن كمترين چشم زخمي به كشور و انقلاب نخواهدبود.&lt;/FONT&gt;»&lt;FONT size=1&gt;(۴)&lt;/FONT&gt; که نمونه آن را در حوادث اخیر که موجب سرافکندگی دشمنان انقلاب و خائنین به آن شد مشاهده کردیم.&lt;BR&gt;--------------------------------------------------------------------------------------&lt;BR&gt;&lt;FONT size=1&gt;پی نوشت:&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=1&gt;(۱)و(۲)و(۳)و(۴):&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=1&gt;بیانات معظم له در ديدار فرماندهان نيروي مقاومت بسيج&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;MARGIN-TOP: 0px&quot; dir=ltr class=cdate1&gt;&lt;FONT size=1&gt; (۱۳۶۹/۰۹/۰۱)&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;MARGIN-TOP: 0px&quot; dir=ltr class=cdate1&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 11:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=136</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-136.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیا وظیفه ای در برابر صعده نداریم؟</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-135.aspx</link>
<description>سلام علیکم&lt;BR&gt;ایام تعجب آوریه&lt;BR&gt;نمیدونم چی شده؟!!! جامعه ای که برای غزه اون همه پرشور وارد صحنه شد الان در برابر کشتار شیعیان سکوت کرده و عادی از کنارش میگذره&lt;BR&gt;وقتی دشمنان مشغول نسل کشی شیعیان هستند رسانه های ما چرا باید ساکت باشن؟ آیا رسانه های اسلامی و شیعی وظیفه ای در برابر نسل کشی شیعیان ندارن؟&lt;BR&gt;وبلاگ نویسانی که برای غزه اون همه شور داشتن آیا وظیفه ای در برابر کشتار شیعیان ندارن که &lt;A href=&quot;http://sina12.parsiblog.com/1230323.htm&quot;&gt;خروش وبلاگی صعده&lt;/A&gt; باید بدون استقبال بمونه؟&lt;BR&gt;طلبه ها و دانشجویانی که تو فرودگاه دم از غزه میزدن چی شدن؟ اینجا که رفتنش راحت تره. چرا اینقدر ساکت شدیم؟ آیا وظیفه ای نداریم؟&lt;BR&gt;چرا برای راهپیمایی حمایت از صعده نباید در رسانه ها تبلیغ بشه؟
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://salam-shia.com/images/stories/news/AT/titr/al_souod.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نکنه بین وهابیون رو ما هم مسلمون حساب میکنیم؟ مگه یادمون رفته وهابیت رو هم انگلیس ساخته تا بین مسلمونا اختلاف افکنی کنه؟ &lt;BR&gt;سکوت کردیم و سکوت تا این اختلاف افکنی ها به نسل کشی شیعیان تبدیل شد &lt;BR&gt;حالا چی؟&lt;BR&gt;تا کجا باید در برابر وهابیان سکوت کرد؟&lt;BR&gt;آیا وظیفه ای در برابر صعده نداریم؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://img3.tinypic.info/files/bejwkjn6kdqgynn6wlzy.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 10:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=135</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-135.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غیبتم در این روزها</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-134.aspx</link>
<description>بنام خداوند بخشنده مهربان &lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;با تشکر از همه دوستانی که در این مدت به وبلاگم سر زدند&lt;BR&gt;غیبتم بخاطر خرابی سیستم طولانی شد&lt;BR&gt;روزهای گذشته هم نایب الزیاره همه دوستان بودم در مشهد مقدس&lt;BR&gt;البته قرار بود از روز زیارت مخصوصه اونجا باشیم ولی سفر یه روز عقب افتاد و ظهر ۲۳ ذیقعده تازه به سمت مشهد حرکت کردیم.&lt;BR&gt;جاتون خالی خیلی خوش گذشت مخصوصا روز دحوالارض که افضل اعمال این روز زیارت امام رضا(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) است و این روز را از سحر در حرم بودیم و با مراسم دعای ندبه اش فیض کامل شد.&lt;BR&gt;البته غصه داشتم که چرا روز زیارت مخصوصه امام رضا(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) قسمتم نشد اونجا باشم که الان دیدم در نظرات پست قبلی یکی از خدام حرم فرمودن جای منم سلام دادن. خدا خیرشون بده&lt;BR&gt;الانم یه کمی سرم شلوغه چون بعد از برگشت از سفر مشهد مقدس همون شب دزدان شبگرد ماشین قراضه ما رو بردن برای خوشگذرانی و حالا ما برای اینکه بعدا ثابت بشه در این ایام ماشین دست ما نبوده و جرائم مرتکبه این ایام به ما ارتباطی نداره عازم کلانتری و آگاهی و دادسرا و ... هستیم&lt;BR&gt;فعلا خدانگهدار &lt;BR&gt;التماس دعا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 11:39:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=134</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-134.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جای خالی احکام دین در اخبار</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-133.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;بنام خداوند رحیم &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;با سلام و درود خدمت همه شما بزرگواران&lt;BR&gt;نکته مهمی که امروز دهنم را مشغول کرده جای خالی احکام دین در مسائل مهم مخصوصا در رسانه هاست.&lt;BR&gt;همانطور که مستحضرید عصر دیروز تهران مقدار کمی لرزید اما همچنان پس از گذشت 24 ساعت خبرش در رسانه ها گفته میشه و دوباره خبرنگاران و مسئولین یاد تذکر دادن و آموزش دادن مسائل ایمنی زلزله افتادند. چیز مهمی که ذهنم را مشغول کرده اینه که چرا زمانیکه به همراه داشتن بیسکوئیت و ظرف چهار لیتری آب در کنار وسائل ایمنی و امدادی مهمه و در اخبار گفته میشه (انهم بعد از رد شدن زلزله) هیچ اسمی از نماز آیات که از واجبات مسلمین هست آورده نمیشه.&lt;BR&gt;نمازی که واجبه و باید فورا هم خونده بشه، نمازی که هنوز با گذشت 24 ساعت بعضیا نخوندن و یا حتی احکامش رو هم بلد نیستن. نمازی که وقتی به تاخیر افتاد در رابطه با نیت ادا یا قضا یا ما فی الذمه بودنش اختلاف فتوا وجود داره و مردم باید به رساله مراجعشون ارجاع داده بشن.&lt;BR&gt;گویا تنها روزی که مسائل دینی جایگاه حضور در اخبار را پیدا میکنند تا به گوش مردم برسند یک روز مانده به شروع ماه رمضان و شوال است که مسائل مربوط به یوم الشک و زکات فطره برای مردم بازگو میشه&lt;BR&gt;و این برای رسانه جامعه اسلامی نقطه ضعف تاسف آوری است&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 12:20:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=133</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-133.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درسی از امام صادق(ع)</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-132.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;بنام خداوند حکیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با سلام و درود خدمت شما دوستان بزرگوار&lt;BR&gt;فرارسیدن سالروز شهادت رئیس مذهب تشیع حضرت امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) را به محضر حضرت صاحب الامر(جانم به فدایش باد) و شما دوستان عزیز تسلیت عرض میکنم.&lt;BR&gt;دوران حضرت امام صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) از جهاتی شبیه به زمان حاضره و میتونه درس بزرگی برای ما داشته باشه.حضرت امام صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) در دورانی بودند که دیگر مانند زمان امام حسین (درود و رحمت خدا بر ایشان باد) جنگ نظامی تنها حربه دشمن نبود بلکه اختلافات اعتقادی و تشکیل فرقه های مذهبی از وسایل سلطه دشمنان بر مسلمین شده بود.&lt;BR&gt;امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) در این دوران با فرماندهی جبهه علم و دانش به مقابله با روشهای جنگی جدید دشمن رفتند و با تربیت شاگردان بسیار به مبارزه با خرافات و اعتقادات ضاله پرداختند.&lt;BR&gt;زمان حاضر نیز شرایطی مشابه دارد، در دوران دفاع مقدس ما با حمله های نظامی دشمنان مواجه بودیم و وظیفه همگان یادگیری رزم و حضور در جبهه های نبرد نظامی حق علیه باطل بود، الان هم دشمن راهکارهای خود را تغییر داده با ایجاد اختلاف و رواج مسائل غیراخلاقی و ضد اعتقادی به مبارزه با جامعه اسلامی اومده ، اینجا وظیفه دلسوزان انقلاب و نظام و شیعیان واقعی و پیروان واقعی امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) اینه که با تقویت بنیه علمی خودشون در برابر انحرافات اخلاقی و اعتقادی بایستند و تهاجمات دشمن را خنثی کنند، اما متاسفانه گاهی اوقات شاهدیم که برخی دوستان نسبت به تقویت بنیه علمی مخصوصا در مسائل اعتقادی بی توجهند و رفتارشان با کلامشان که مدعی پیروی از اهل بیت(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) و خط امام و شهدا هستند سازگاری ندارد.&lt;BR&gt;ان شالله این ایام با تاسی به امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) و با گرفتن مدد از اون حضرت در صدد جبران کوتاهیهای گذشته مون بر بیایم و پایه های اعتقادی و دینی خودمونو قوی کنیم تا بهتر و محکمتر در برابر دشمن بایستیم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 09:40:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=132</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-132.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من و بازمانده هویزه</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-131.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;بنام خداوند شهدا&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با سلام و درود&lt;BR&gt;دیشب بطور اتفاقی پام به خونه یه شهید باز شد، تا حالا هر موقع خونه شهدا رفته بودم رسمی بوده، یا برای شرکت در مراسمی بوده یا سخنرانی داشتم یا برای دیدار و مصاحبه با خانواده شهدا بوده اما این دفعه خیلی فرق داشت، این دفعه بصورت غیر رسمی و بعنوان مهمون پام به خونه یه شهید باز شده بود.&lt;BR&gt;چیزی که برام عجیبه اینه که خیلی احساس راحتی و انس با این خانواده داشتم(البته شاید برای چون منی که پررو تشریف دارم و زود خودمونی میشم طبیعی به نظر بیاد) اما احساسات درونیم نسبت به این خانواده برای خودم خیلی غیر طبیعی میزد.&lt;BR&gt;یکی از اتفاقات جالبی که برام افتاد این بود که وسط مهمونی ازم دعوت شد نگاهی به کتابخانه شهید بندازم، از دیدن و خوندن کتاب انرژی میگیرم اما این دعوت برام عجیب بود، آخه وسط مهمونی که وقت کتاب خوندن نیست، ولی خب این دعوت بی دلیل نبود حکمتی داشت.&lt;BR&gt;هنگام حرکت به سمت کتابخانه به خودم گفتم با کتابخانه ای روبرو میشم که پر از کتابهایی است که اول انقلاب مد بود و شنیدم که جوانان انقلابی میخوندن، کتابهای اعتقادی و اخلاقی و کتابهایی مثل گناهان کبیره&lt;BR&gt;اما کتابخانه ای دیدم پر از کتابهای متنوع، از رمان های ویکتور هوگو و لئو تولستوی گرفته تا کتابهای علمی و دانشگاهی و یا کتابهای دکتر شریعتی و امثاله تا کتابهایی که تو ذهن من بود.&lt;BR&gt;نکته اش این بود که این جانباز شهید حدود 13 سال بعد از جنگ تحمیلی به شهادت رسیده و در این دوران در دانشگاه هم تحصیل میکرده.&lt;BR&gt;یه اتفاق خیلی خوبی که افتاد این بود که خانواده شهید کتابی را که در مورد شهید نوشته شده به من دادن تا بخونم و با صاحبخونه بیشتر آشنا بشم (&lt;FONT color=#ff0000&gt;کاش بنیاد شهید برای همه شهدا آثاری را به چاپ برسونه و در اختیار خانواده هاشون قرار بده تا برای گسترش فرهنگ دفاع مقدس زمینه سازی کرده باشه.&lt;/FONT&gt;)&lt;BR&gt;چندبار بهم گفته شد باید این کتاب را بخونی تا بفهمی خونه کی اومدی و منم در جواب با لحنی شوخ می گفتم اگر میفهمیدیم که الان اینجا نبودیم، بعد از گفتن این جمله از خودم میپرسیدم &lt;STRONG&gt;این جمله را کی تو دهن من گذاشت؟!!! &lt;/STRONG&gt;حرف خیلی گنده ای بود نسبت به دهن من.&lt;BR&gt;شب که برگشتیم خونه این کتاب 80 صفحه ای را خوندم و تموم کردم، کتابی که این شهید را به روایت همسرش معرفی کرده، شهیدی که خودش را به همسرش بازمانده هویزه معرفی کرده.&lt;BR&gt;وجه مشترک زیادی بین خودم و شهید پیدا می کردم و باهاش احساس انس و آشنایی داشتم (شاید بخاطر همشهری بودنش با پدرم بود که هیچ ربطی نداره)ولی یکی دو نکته هم از محاسنش بود که من ندارم&lt;BR&gt; اوایل کتاب برام خیلی جالب بود اما 15 صفحه آخرش را اشکهام نمیذاشت درست بخونم.&lt;BR&gt;بخاطر این که از نوجوانی همراه پدر و مادرم زیاد به بیمارستان رفتم اوایل فکر میکردم خاطرات این همسر شهید از بیمارستان رفتنهایشان برایم عادی و قابل تصور است اما به جایی رسیدم که &lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;به معنای واقع&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;کم آوردم.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;وقتی کتاب تموم شد فهمیدم که هیچی از شهدا نمیفهمم و اون جمله که در منزل شهید از زبانم جاری میشده بی دلیل نبوده (شاید خود شهید به زبونم جاری میکرده که بهم بفهمونه که هیچی نمیفهمم.)&lt;BR&gt;حالا جای سختش اینه که همسر شهید ماموریتی بهم سپرد و منم از پررویی قبول کردم و بعد از خوندن کتاب فهمیدم این دیگه خیلی گنده تر از قد و قواره منه، امیدوارم خود شهید کمکم کنه، به سرم زده برم سر مزارش و ازش بخوام یا منو معاف کنه یا خودش کمک کنه، اما بخاطر فاصله 12 ساعتیمون بعیده بتونم برم، این شهیدی که من شناختم اگه لایقم بدونه خودش میاد اینجا کمکم میکنه اما نمیدونم لیاقت این ماموریت را دارم یا نه!&lt;BR&gt;برام دعا کنید، دارم به چه کنم چه کنم می افتم&lt;BR&gt;من که میدونم آدم نیستم ولی امیدوارم این شهید ضایعم نکنه&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 20:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=131</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-131.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مسجد ضرار خانگی</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-130.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;بنام خداوند قابل ستایش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام و درود بر شما دوستان عزیز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یکی از سنتهای خوب که در رابطه با مجالس اهل بیت(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) سالیان سال است به اجرا در می آید برپایی مجالس روضه و مولودی و عزاداری در منازل جهت تبرک و نورانیت منازل است.&lt;BR&gt;به خصوص اینکه پس از انقلاب و جنگ تحمیلی این مجالس در منازل شهدا برگزار می شود و آثار بسیاری در روحیات نوجوانان و جوانان دارد.&lt;BR&gt;نکته مهمی که در رابطه با این مجالس وجود دارد این است که در حالت سنتی مجالس خانگی با حضور امام جماعت محل و با محوریت مسجد و پایگاه بسیج برگزار می شد و بدلیل آگاهی امام جماعت و مسئولین پایگاه مقاومت از مسائل روز جامعه و محله و روشنگری آنها، مسجدیها و هیئتیها از گزند منافقین و دشمنان امنیت بیشتری داشتند.&lt;BR&gt;آفتی که بر سر راه این مجالس قرار گرفت خارج شدن مسجد و روحانیت از محوریت تعداد کمی از مجالس بود که ریشه آن نیز ریاست طلبی و مشکلات نفسانی برخی گردانندگان مجالس بود، و بنده همواره در رابطه با این موضوع به اطرافیان و هیئاتی که با آنها مرتبط بودم هشدار می دادم که مبادا این حرکت موجب جدایی از مسجد و سوء استفاده دشمنان شود چرا که بنیانگذار انقلاب اسلامی فرمودند« مساجد سنگر است و نباید این سنگرها را خالی کرد»&lt;BR&gt;از طرفی شاهد بودم علما و اساتید اخلاق نظیر آیت الله مجتهدی تهرانی( مقامش متعالی باد) همواره مردم را توصیه می کردند تا احادیث اهل بیت عصمت و طهارت(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) را که در هیئات و مجالس می شنوند در منزل و در جمع خانواده مطرح کنند و نمونه کوچکی از هیئت را در خانه ایجاد می کنند.&lt;BR&gt;با رعایت این شرایط مجالس خانگی افراد را از آفات حفظ می کند و در راه ارزشهای دین و انقلاب اسلامی ثابت قدم می گرداند،  اما در راستای مقابله با این حرکات شنیدیم که جدیدا برخی فریب کاران و نوکران دشمن به منظور دوری مردم از مسجد و روحانیت و دور کردن آنان از محل ولادت و پیدایش انقلاب اسلامی طرح مساجد ضرار خانگی را مطرح می کنند.&lt;BR&gt;بدیهی است افراد مومن و متدین باید فرق این مجالس با مجالسی که در بالا سخن از آنها به میان آمد را با توجه به اهداف و روش کار آنها بدانند و ضمن اطلاع رسانی و روشنگری نسبت به مساجد ضرار خانگی از حضور در مجالس خانگی ای که برای مقابله با انقلاب اسلامی و بدون حضور عناصر انقلابی و معتمد برگزار می شود پرهیز کنند.&lt;BR&gt;از بقیه دوستان وبلاگ نویس هم خواهشمندم بنا بر وظیفه رسانه ای که بر عهده داریم در هشدار نسبت به این نیرنگ دشمنان وبلاگ خود را به روز کنند و در این حرکت سهیم باشند&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 15:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=130</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-130.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مجموعه ای برای تفریح یا ...</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-129.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;بنام خداوند حکیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;سلام و درود بر شما دوستان عزیز&lt;BR&gt;در یکی از مجموعه های تفریحی تهران سالنی وجود داره که بظاهر مخصوص تفریح و سرگرمی خانواده ها درست شده تا به گفته متصدیان اجراییش اعضای خانواده در کنار یکدیگر به بازی و تفریح و تخلیه انرژی بپردازن و از مزاحمت اراذل دور باشن.&lt;BR&gt;این خیلی خوبه که فضایی مخصوص خانواده ها باشه تا پدرومادرها فرزندانشون رو راحت به تفریح ببرن و از آفت دیدن صحنه های نامناسبی که گاهی در پارکها اتفاق میفته در امان باشن اما نکاتی هم در فعالیت این مجموعه هست که میشه از نقاط ضعفش برشمرد.&lt;BR&gt;مثلا اینکه تنوع و کثرت وسایل بازی و تفریح در این سالن برای کودکان و نوجوانان زیاده اما برای بزرگسالان منحصر به تعداد انگشت شماری میشه.&lt;BR&gt;یا اینکه در این سالن بزرگ بطور دائم موسیقی هایی که دارای کوبش بسیار هستن و یا حتی موسیقی هایی که رقص آور هم هستن( که البته از زمان دولت اصلاحات براشون مجوز صادر میشه و بصورت مجاز فروخته میشن) پخش میشن و گوش کودکان و نوجوانان به شنیدن این موسیقیها عادت میکنه در حالیکه با وجود حکومت جمهوری اسلامی هیچ عالم و دانشمندی مفید بودن یا شرعی بودن این آهنگها رو تایید نکرده.&lt;BR&gt;و مهم اینکه از ساعت 23 به بعد بارها اعلام میشه که راس ساعت 24 نمایش لیزر شو برگزار خواهد شد و کارمندان، شرکت کننده ها را تشویق به ماندن در سالن میکنن تا این نمایش به قول خودشون مهیج و زیبا را ببینن و راس ساعت 24 با خاموش شدن چراغها و پخش دود و بخار در سالن و جمع کردن شرکت کننده ها در مرکز سالن از یک گوشه ی سقف، لیزرهایی با تنوع رنگی و همراه با آهنگ بصورت رقص نور پخش میشه و بالتبع جوونایی هستن که جیغ خواهند زد و دستاشون رو بالا خواهند برد و ...&lt;BR&gt;دوستی می گفت این برای اینه که پارتی نرفته ها یکبار هم که شده تجربه چنین جمعی رو داشته باشن ولی من میگم این کار موجب از بین رفتن قبح چنین حرکتهایی میشه تا اگر افراد در عروسیها و یا مهمانیهای خانوادگی چنین حرکتی را دیدن براشون قبح نداشته باشه و به اختلاط جوونا و ... اعتراض نکنن&lt;BR&gt;البته جالب اینجاست که در این مجموعه ظاهرا اراذل فقط به پسرانی گفته میشه که مجردی حضور پیدا کردن و کمی بیشتر از دیگران دارای انرژی و جنب و جوش هستن و هر دختر و پسری در کنار یکدیگر خانواده حساب میشن و اجازه ورود دارن حتی اگر یه دختر با چند پسر و یا یه پسر با چند دختر باشن، و یا حتی اگر خانمی را موقع ورود با یک آقایی ببینیدش و در کافی شاپ با یک آقای دیگه و در کنار بازیها با یکی دیگه.&lt;BR&gt;این قسمتش منو یاد دمشق میندازه، دو سه تا خیابون بالاتر از پل ویکتوریا در حال قدم زدن و پیاده روی بودم در حالیکه هنوز اذان نماز شب پخش نشده بود، خیابون خلوت و ساکت بود و دیدم بین این ساختمانهای بسته و تعطیل ساختمان سیاه رنگی هست که مقابل دربش نورافشانی شده، هنوز چند تا ساختمان با اونجا فاصله داشتم که دیدم ماشینی با پلاک سعودی مقابل اونجا ایستاد و چند پسر جوون و پرشور پیاده شدن که برن داخل اما راهشون ندادن، بعد فهمیدم اون ساختمان محلی است برای رقص و تخلیه انواع انرژیها که کسی را مجردی راه نمیدن و باید یه جنس مخالف همراهش باشه، اون روز &lt;FONT color=#ff0000&gt;خیلی تاسف خوردم که در یک کشور اسلامی و در شهری پر از مسجد و زیارتگاه  باید شاهد همچین مجموعه هایی باشیم&lt;/FONT&gt;، اما الان با دیدن این مجموعه در &lt;STRONG&gt;تهران&lt;/STRONG&gt; خییییییییییییلللللییییییییی بیشتر تاسف خوردم و سئوالات زیادی برام پیش اومد&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آیا مردم ایران طی یک نهضت چند دهه ای، انقلاب اسلامی را رقم زدن تا نتیجه ای شبیه فعالیتهای حزب بعث سوریه داشته باشه؟ که اگر اینچنین بود دیگه چه نیازی به انقلاب و ریخته شدن خون هزاران شهید بود؟&lt;BR&gt;آیا متصدیان آموزشی کشور برای مدیران اجرایی و مدیران میانی حکومت اسلامی دوره های آشنایی با مبانی  انقلاب اسلامی را برگزار کردن تا مدیران بدونن به چه چیزی باید مجوز داد و به چه چیزی نباید مجوز داد؟&lt;BR&gt;آیا دستگاههای  آموزشی  جوانان را با مبانی فکری و عملی انقلاب اسلامی آشنا کرده اند تا وقتی چندتا جوون به دنبال شغل و منبع درآمد میگردن از هر راهی به دنبال کسب روزی نباشن؟&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;و غم انگیز تر از همه اینکه چندسالی است بلیط این مجموعه را در نهادهای مذهبی میبینم که برای پرکردن اوقات فراغت بین دانش آموزان مومن پخش میشه تا اونها هم برن با این مجموعه آشنا بشن&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Oct 2009 03:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=129</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-129.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
