<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وبلاگ شخصی محمد صدارت</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 18 Oct 2009 12:20:53 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>جای خالی احکام دین در اخبار</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-133.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;بنام خداوند رحیم &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;با سلام و درود خدمت همه شما بزرگواران&lt;BR&gt;نکته مهمی که امروز دهنم را مشغول کرده جای خالی احکام دین در مسائل مهم مخصوصا در رسانه هاست.&lt;BR&gt;همانطور که مستحضرید عصر دیروز تهران مقدار کمی لرزید اما همچنان پس از گذشت 24 ساعت خبرش در رسانه ها گفته میشه و دوباره خبرنگاران و مسئولین یاد تذکر دادن و آموزش دادن مسائل ایمنی زلزله افتادند. چیز مهمی که ذهنم را مشغول کرده اینه که چرا زمانیکه به همراه داشتن بیسکوئیت و ظرف چهار لیتری آب در کنار وسائل ایمنی و امدادی مهمه و در اخبار گفته میشه (انهم بعد از رد شدن زلزله) هیچ اسمی از نماز آیات که از واجبات مسلمین هست آورده نمیشه.&lt;BR&gt;نمازی که واجبه و باید فورا هم خونده بشه، نمازی که هنوز با گذشت 24 ساعت بعضیا نخوندن و یا حتی احکامش رو هم بلد نیستن. نمازی که وقتی به تاخیر افتاد در رابطه با نیت ادا یا قضا یا ما فی الذمه بودنش اختلاف فتوا وجود داره و مردم باید به رساله مراجعشون ارجاع داده بشن.&lt;BR&gt;گویا تنها روزی که مسائل دینی جایگاه حضور در اخبار را پیدا میکنند تا به گوش مردم برسند یک روز مانده به شروع ماه رمضان و شوال است که مسائل مربوط به یوم الشک و زکات فطره برای مردم بازگو میشه&lt;BR&gt;و این برای رسانه جامعه اسلامی نقطه ضعف تاسف آوری است&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 12:20:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=133</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-133.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درسی از امام صادق(ع)</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-132.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;بنام خداوند حکیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با سلام و درود خدمت شما دوستان بزرگوار&lt;BR&gt;فرارسیدن سالروز شهادت رئیس مذهب تشیع حضرت امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) را به محضر حضرت صاحب الامر(جانم به فدایش باد) و شما دوستان عزیز تسلیت عرض میکنم.&lt;BR&gt;دوران حضرت امام صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) از جهاتی شبیه به زمان حاضره و میتونه درس بزرگی برای ما داشته باشه.حضرت امام صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) در دورانی بودند که دیگر مانند زمان امام حسین (درود و رحمت خدا بر ایشان باد) جنگ نظامی تنها حربه دشمن نبود بلکه اختلافات اعتقادی و تشکیل فرقه های مذهبی از وسایل سلطه دشمنان بر مسلمین شده بود.&lt;BR&gt;امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) در این دوران با فرماندهی جبهه علم و دانش به مقابله با روشهای جنگی جدید دشمن رفتند و با تربیت شاگردان بسیار به مبارزه با خرافات و اعتقادات ضاله پرداختند.&lt;BR&gt;زمان حاضر نیز شرایطی مشابه دارد، در دوران دفاع مقدس ما با حمله های نظامی دشمنان مواجه بودیم و وظیفه همگان یادگیری رزم و حضور در جبهه های نبرد نظامی حق علیه باطل بود، الان هم دشمن راهکارهای خود را تغییر داده با ایجاد اختلاف و رواج مسائل غیراخلاقی و ضد اعتقادی به مبارزه با جامعه اسلامی اومده ، اینجا وظیفه دلسوزان انقلاب و نظام و شیعیان واقعی و پیروان واقعی امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) اینه که با تقویت بنیه علمی خودشون در برابر انحرافات اخلاقی و اعتقادی بایستند و تهاجمات دشمن را خنثی کنند، اما متاسفانه گاهی اوقات شاهدیم که برخی دوستان نسبت به تقویت بنیه علمی مخصوصا در مسائل اعتقادی بی توجهند و رفتارشان با کلامشان که مدعی پیروی از اهل بیت(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) و خط امام و شهدا هستند سازگاری ندارد.&lt;BR&gt;ان شالله این ایام با تاسی به امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) و با گرفتن مدد از اون حضرت در صدد جبران کوتاهیهای گذشته مون بر بیایم و پایه های اعتقادی و دینی خودمونو قوی کنیم تا بهتر و محکمتر در برابر دشمن بایستیم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 09:40:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=132</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-132.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من و بازمانده هویزه</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-131.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;بنام خداوند شهدا&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با سلام و درود&lt;BR&gt;دیشب بطور اتفاقی پام به خونه یه شهید باز شد، تا حالا هر موقع خونه شهدا رفته بودم رسمی بوده، یا برای شرکت در مراسمی بوده یا سخنرانی داشتم یا برای دیدار و مصاحبه با خانواده شهدا بوده اما این دفعه خیلی فرق داشت، این دفعه بصورت غیر رسمی و بعنوان مهمون پام به خونه یه شهید باز شده بود.&lt;BR&gt;چیزی که برام عجیبه اینه که خیلی احساس راحتی و انس با این خانواده داشتم(البته شاید برای چون منی که پررو تشریف دارم و زود خودمونی میشم طبیعی به نظر بیاد) اما احساسات درونیم نسبت به این خانواده برای خودم خیلی غیر طبیعی میزد.&lt;BR&gt;یکی از اتفاقات جالبی که برام افتاد این بود که وسط مهمونی ازم دعوت شد نگاهی به کتابخانه شهید بندازم، از دیدن و خوندن کتاب انرژی میگیرم اما این دعوت برام عجیب بود، آخه وسط مهمونی که وقت کتاب خوندن نیست، ولی خب این دعوت بی دلیل نبود حکمتی داشت.&lt;BR&gt;هنگام حرکت به سمت کتابخانه به خودم گفتم با کتابخانه ای روبرو میشم که پر از کتابهایی است که اول انقلاب مد بود و شنیدم که جوانان انقلابی میخوندن، کتابهای اعتقادی و اخلاقی و کتابهایی مثل گناهان کبیره&lt;BR&gt;اما کتابخانه ای دیدم پر از کتابهای متنوع، از رمان های ویکتور هوگو و لئو تولستوی گرفته تا کتابهای علمی و دانشگاهی و یا کتابهای دکتر شریعتی و امثاله تا کتابهایی که تو ذهن من بود.&lt;BR&gt;نکته اش این بود که این جانباز شهید حدود 13 سال بعد از جنگ تحمیلی به شهادت رسیده و در این دوران در دانشگاه هم تحصیل میکرده.&lt;BR&gt;یه اتفاق خیلی خوبی که افتاد این بود که خانواده شهید کتابی را که در مورد شهید نوشته شده به من دادن تا بخونم و با صاحبخونه بیشتر آشنا بشم (&lt;FONT color=#ff0000&gt;کاش بنیاد شهید برای همه شهدا آثاری را به چاپ برسونه و در اختیار خانواده هاشون قرار بده تا برای گسترش فرهنگ دفاع مقدس زمینه سازی کرده باشه.&lt;/FONT&gt;)&lt;BR&gt;چندبار بهم گفته شد باید این کتاب را بخونی تا بفهمی خونه کی اومدی و منم در جواب با لحنی شوخ می گفتم اگر میفهمیدیم که الان اینجا نبودیم، بعد از گفتن این جمله از خودم میپرسیدم &lt;STRONG&gt;این جمله را کی تو دهن من گذاشت؟!!! &lt;/STRONG&gt;حرف خیلی گنده ای بود نسبت به دهن من.&lt;BR&gt;شب که برگشتیم خونه این کتاب 80 صفحه ای را خوندم و تموم کردم، کتابی که این شهید را به روایت همسرش معرفی کرده، شهیدی که خودش را به همسرش بازمانده هویزه معرفی کرده.&lt;BR&gt;وجه مشترک زیادی بین خودم و شهید پیدا می کردم و باهاش احساس انس و آشنایی داشتم (شاید بخاطر همشهری بودنش با پدرم بود که هیچ ربطی نداره)ولی یکی دو نکته هم از محاسنش بود که من ندارم&lt;BR&gt; اوایل کتاب برام خیلی جالب بود اما 15 صفحه آخرش را اشکهام نمیذاشت درست بخونم.&lt;BR&gt;بخاطر این که از نوجوانی همراه پدر و مادرم زیاد به بیمارستان رفتم اوایل فکر میکردم خاطرات این همسر شهید از بیمارستان رفتنهایشان برایم عادی و قابل تصور است اما به جایی رسیدم که &lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;به معنای واقع&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;کم آوردم.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;وقتی کتاب تموم شد فهمیدم که هیچی از شهدا نمیفهمم و اون جمله که در منزل شهید از زبانم جاری میشده بی دلیل نبوده (شاید خود شهید به زبونم جاری میکرده که بهم بفهمونه که هیچی نمیفهمم.)&lt;BR&gt;حالا جای سختش اینه که همسر شهید ماموریتی بهم سپرد و منم از پررویی قبول کردم و بعد از خوندن کتاب فهمیدم این دیگه خیلی گنده تر از قد و قواره منه، امیدوارم خود شهید کمکم کنه، به سرم زده برم سر مزارش و ازش بخوام یا منو معاف کنه یا خودش کمک کنه، اما بخاطر فاصله 12 ساعتیمون بعیده بتونم برم، این شهیدی که من شناختم اگه لایقم بدونه خودش میاد اینجا کمکم میکنه اما نمیدونم لیاقت این ماموریت را دارم یا نه!&lt;BR&gt;برام دعا کنید، دارم به چه کنم چه کنم می افتم&lt;BR&gt;من که میدونم آدم نیستم ولی امیدوارم این شهید ضایعم نکنه&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 20:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=131</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-131.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مسجد ضرار خانگی</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-130.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;بنام خداوند قابل ستایش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام و درود بر شما دوستان عزیز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یکی از سنتهای خوب که در رابطه با مجالس اهل بیت(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) سالیان سال است به اجرا در می آید برپایی مجالس روضه و مولودی و عزاداری در منازل جهت تبرک و نورانیت منازل است.&lt;BR&gt;به خصوص اینکه پس از انقلاب و جنگ تحمیلی این مجالس در منازل شهدا برگزار می شود و آثار بسیاری در روحیات نوجوانان و جوانان دارد.&lt;BR&gt;نکته مهمی که در رابطه با این مجالس وجود دارد این است که در حالت سنتی مجالس خانگی با حضور امام جماعت محل و با محوریت مسجد و پایگاه بسیج برگزار می شد و بدلیل آگاهی امام جماعت و مسئولین پایگاه مقاومت از مسائل روز جامعه و محله و روشنگری آنها، مسجدیها و هیئتیها از گزند منافقین و دشمنان امنیت بیشتری داشتند.&lt;BR&gt;آفتی که بر سر راه این مجالس قرار گرفت خارج شدن مسجد و روحانیت از محوریت تعداد کمی از مجالس بود که ریشه آن نیز ریاست طلبی و مشکلات نفسانی برخی گردانندگان مجالس بود، و بنده همواره در رابطه با این موضوع به اطرافیان و هیئاتی که با آنها مرتبط بودم هشدار می دادم که مبادا این حرکت موجب جدایی از مسجد و سوء استفاده دشمنان شود چرا که بنیانگذار انقلاب اسلامی فرمودند« مساجد سنگر است و نباید این سنگرها را خالی کرد»&lt;BR&gt;از طرفی شاهد بودم علما و اساتید اخلاق نظیر آیت الله مجتهدی تهرانی( مقامش متعالی باد) همواره مردم را توصیه می کردند تا احادیث اهل بیت عصمت و طهارت(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) را که در هیئات و مجالس می شنوند در منزل و در جمع خانواده مطرح کنند و نمونه کوچکی از هیئت را در خانه ایجاد می کنند.&lt;BR&gt;با رعایت این شرایط مجالس خانگی افراد را از آفات حفظ می کند و در راه ارزشهای دین و انقلاب اسلامی ثابت قدم می گرداند،  اما در راستای مقابله با این حرکات شنیدیم که جدیدا برخی فریب کاران و نوکران دشمن به منظور دوری مردم از مسجد و روحانیت و دور کردن آنان از محل ولادت و پیدایش انقلاب اسلامی طرح مساجد ضرار خانگی را مطرح می کنند.&lt;BR&gt;بدیهی است افراد مومن و متدین باید فرق این مجالس با مجالسی که در بالا سخن از آنها به میان آمد را با توجه به اهداف و روش کار آنها بدانند و ضمن اطلاع رسانی و روشنگری نسبت به مساجد ضرار خانگی از حضور در مجالس خانگی ای که برای مقابله با انقلاب اسلامی و بدون حضور عناصر انقلابی و معتمد برگزار می شود پرهیز کنند.&lt;BR&gt;از بقیه دوستان وبلاگ نویس هم خواهشمندم بنا بر وظیفه رسانه ای که بر عهده داریم در هشدار نسبت به این نیرنگ دشمنان وبلاگ خود را به روز کنند و در این حرکت سهیم باشند&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 15:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=130</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-130.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مجموعه ای برای تفریح یا ...</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-129.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;بنام خداوند حکیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;سلام و درود بر شما دوستان عزیز&lt;BR&gt;در یکی از مجموعه های تفریحی تهران سالنی وجود داره که بظاهر مخصوص تفریح و سرگرمی خانواده ها درست شده تا به گفته متصدیان اجراییش اعضای خانواده در کنار یکدیگر به بازی و تفریح و تخلیه انرژی بپردازن و از مزاحمت اراذل دور باشن.&lt;BR&gt;این خیلی خوبه که فضایی مخصوص خانواده ها باشه تا پدرومادرها فرزندانشون رو راحت به تفریح ببرن و از آفت دیدن صحنه های نامناسبی که گاهی در پارکها اتفاق میفته در امان باشن اما نکاتی هم در فعالیت این مجموعه هست که میشه از نقاط ضعفش برشمرد.&lt;BR&gt;مثلا اینکه تنوع و کثرت وسایل بازی و تفریح در این سالن برای کودکان و نوجوانان زیاده اما برای بزرگسالان منحصر به تعداد انگشت شماری میشه.&lt;BR&gt;یا اینکه در این سالن بزرگ بطور دائم موسیقی هایی که دارای کوبش بسیار هستن و یا حتی موسیقی هایی که رقص آور هم هستن( که البته از زمان دولت اصلاحات براشون مجوز صادر میشه و بصورت مجاز فروخته میشن) پخش میشن و گوش کودکان و نوجوانان به شنیدن این موسیقیها عادت میکنه در حالیکه با وجود حکومت جمهوری اسلامی هیچ عالم و دانشمندی مفید بودن یا شرعی بودن این آهنگها رو تایید نکرده.&lt;BR&gt;و مهم اینکه از ساعت 23 به بعد بارها اعلام میشه که راس ساعت 24 نمایش لیزر شو برگزار خواهد شد و کارمندان، شرکت کننده ها را تشویق به ماندن در سالن میکنن تا این نمایش به قول خودشون مهیج و زیبا را ببینن و راس ساعت 24 با خاموش شدن چراغها و پخش دود و بخار در سالن و جمع کردن شرکت کننده ها در مرکز سالن از یک گوشه ی سقف، لیزرهایی با تنوع رنگی و همراه با آهنگ بصورت رقص نور پخش میشه و بالتبع جوونایی هستن که جیغ خواهند زد و دستاشون رو بالا خواهند برد و ...&lt;BR&gt;دوستی می گفت این برای اینه که پارتی نرفته ها یکبار هم که شده تجربه چنین جمعی رو داشته باشن ولی من میگم این کار موجب از بین رفتن قبح چنین حرکتهایی میشه تا اگر افراد در عروسیها و یا مهمانیهای خانوادگی چنین حرکتی را دیدن براشون قبح نداشته باشه و به اختلاط جوونا و ... اعتراض نکنن&lt;BR&gt;البته جالب اینجاست که در این مجموعه ظاهرا اراذل فقط به پسرانی گفته میشه که مجردی حضور پیدا کردن و کمی بیشتر از دیگران دارای انرژی و جنب و جوش هستن و هر دختر و پسری در کنار یکدیگر خانواده حساب میشن و اجازه ورود دارن حتی اگر یه دختر با چند پسر و یا یه پسر با چند دختر باشن، و یا حتی اگر خانمی را موقع ورود با یک آقایی ببینیدش و در کافی شاپ با یک آقای دیگه و در کنار بازیها با یکی دیگه.&lt;BR&gt;این قسمتش منو یاد دمشق میندازه، دو سه تا خیابون بالاتر از پل ویکتوریا در حال قدم زدن و پیاده روی بودم در حالیکه هنوز اذان نماز شب پخش نشده بود، خیابون خلوت و ساکت بود و دیدم بین این ساختمانهای بسته و تعطیل ساختمان سیاه رنگی هست که مقابل دربش نورافشانی شده، هنوز چند تا ساختمان با اونجا فاصله داشتم که دیدم ماشینی با پلاک سعودی مقابل اونجا ایستاد و چند پسر جوون و پرشور پیاده شدن که برن داخل اما راهشون ندادن، بعد فهمیدم اون ساختمان محلی است برای رقص و تخلیه انواع انرژیها که کسی را مجردی راه نمیدن و باید یه جنس مخالف همراهش باشه، اون روز &lt;FONT color=#ff0000&gt;خیلی تاسف خوردم که در یک کشور اسلامی و در شهری پر از مسجد و زیارتگاه  باید شاهد همچین مجموعه هایی باشیم&lt;/FONT&gt;، اما الان با دیدن این مجموعه در &lt;STRONG&gt;تهران&lt;/STRONG&gt; خییییییییییییلللللییییییییی بیشتر تاسف خوردم و سئوالات زیادی برام پیش اومد&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آیا مردم ایران طی یک نهضت چند دهه ای، انقلاب اسلامی را رقم زدن تا نتیجه ای شبیه فعالیتهای حزب بعث سوریه داشته باشه؟ که اگر اینچنین بود دیگه چه نیازی به انقلاب و ریخته شدن خون هزاران شهید بود؟&lt;BR&gt;آیا متصدیان آموزشی کشور برای مدیران اجرایی و مدیران میانی حکومت اسلامی دوره های آشنایی با مبانی  انقلاب اسلامی را برگزار کردن تا مدیران بدونن به چه چیزی باید مجوز داد و به چه چیزی نباید مجوز داد؟&lt;BR&gt;آیا دستگاههای  آموزشی  جوانان را با مبانی فکری و عملی انقلاب اسلامی آشنا کرده اند تا وقتی چندتا جوون به دنبال شغل و منبع درآمد میگردن از هر راهی به دنبال کسب روزی نباشن؟&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;و غم انگیز تر از همه اینکه چندسالی است بلیط این مجموعه را در نهادهای مذهبی میبینم که برای پرکردن اوقات فراغت بین دانش آموزان مومن پخش میشه تا اونها هم برن با این مجموعه آشنا بشن&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Oct 2009 03:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=129</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-129.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عید سعید فطر مبارک</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-128.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;عيد فطر روز پاداش گرفتن و رؤيت رحمت الهي بعد از ماه رمضان است، بحمدالله
ماه رمضان را كه ماه صبر صلات بود، با عافيت گذرانديد و خداي متعال، با
دعا و ذكر و مناجات شما را به اداي فريضه روزه و توسل و خشوع در مقابل
حضرت حق موفق كرد. امروز روزي است كه انشاءالله خداي متعال پاداش شما را
عنايت خواهد كرد. شايد يكي از بزرگترين پاداشهاي الهي اين باشد كه خدا همه
ما را موفق كند تا بتوانيم وسيله رحمت الهي را تا ماه رمضان آينده براي
خودمان باقي بداريم.... درس ماه رمضان را براي دوره سال فرابگيريم، اين
مي‌شود يكي از بزرگترين پاداشهاي خداوند كه توفيق اين چنيني را به ما
بدهد. رحمت و رضا و قبول و عفو و عافيت را از خداي متعال طلب كنيم اين در
حقيقت عيد واقعي خواهد شد.&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با كارگزاران 25/9/80&lt;/font&gt; &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.aftab.ir/news/2007/oct/07/images/130f3b7b43b1f56028c49922a4d4aa4a.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;سلام و درود بر همه شما دوستان عزیز
فرا رسیدن عید سعید فطر را به محضر امام زمان(جانم به فدایش باد) و شما دوستان خوبم تبریک عرض میکنم.
امیدوارم از برکات ماه مبارک رمضان بهره کافی را برده باشیم و از امروز با باکی پر از معنویات در جاده مبارزه با شیطان و نوچه هایش به سوی مقصد پاک و متعالی قرب الهی بشتابیم.&lt;br /&gt;---------------------------------------------------------------
&lt;br /&gt;پ&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;ی نوشت:
تلفن منزل جدید وصل شد از این به بعد اگر توفیق باشه بیشتر خدمتتون میرسم
&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 10:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=128</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-128.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دعا کنید درست زنده بشم</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-127.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;سلام و درود خدمت همه دوستان باحال&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امیدوارم حال همه تون خوب باشه&lt;BR&gt;مراحل مرگ و تجدید حیات داره به خوبی پیش میره&lt;BR&gt;ظرفمو عوض کردم&lt;BR&gt;یه تعدادی از دوستانم هم عوض شدن&lt;BR&gt;برنامه هامم کمی عوض شده&lt;BR&gt;یه چندتا چیز دیگه هم هست که دارم عوض میکنمشون&lt;BR&gt;ماه مبارک هم خوب وسط این تغییرات واقع شد، فرصت خوبیه&lt;BR&gt;امیدوارم دوباره زنده بشم و این دفعه با سرعت رفاقتمو با خدا قوی کنم&lt;BR&gt;شما هم برام دعا کنید&lt;BR&gt;دعا کنید حالا که دارم میمیرم خوب و درست و حسابی زنده بشم&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;------------------------------------------------&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=1&gt;پی نوشت:&lt;BR&gt;منزل جدیدمون تلفن نداره برا همین نت نمیام، ان شالله به زودی تلفن وصل میشه و مرتب در خدمتتون هستم&lt;/FONT&gt; </description>
<pubDate>Thu, 03 Sep 2009 21:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=127</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-127.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دعا کنید بمیرم</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-126.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img height=&quot;133&quot; width=&quot;501&quot; src=&quot;http://www.tbzmed.ac.ir/monasebat/mazhabi/houseyn/01.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;
سلام علیکم&lt;/p&gt;مثل اینکه از&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://sedarat.blogfa.com/post-125.aspx&quot;&gt; پست قبلی&lt;/a&gt; برداشتهای مختلفی شده برای همین گفتم یه پست دیگه بنویسم&lt;br /&gt;ضمنا اینم بگم تو این ایام باز سوژه های زیادی به ذهنم رسیده و مطالب مختلفی ذهنمو پر کرده که میخواستم با شما در میون بذارم اما نمی دونم چرا نشد!!! &lt;br /&gt;به روز رسانی وبلاگ هم شده از کارهای سخت!&lt;p&gt;خب بسم الله:&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اولا باید به بعضی از دوستان متذکر بشم که مرگ به معنای پایان نیست بلکه شروع یک فصل جدیده&lt;br /&gt;ثانیا باید بگم که زندگی مثل یه طومار طولانی نیست که همینطور ادامه پیدا کنه بلکه مثل یک کتابه که برای رسیدن به فصلهای جدیدش باید ورق زد و صفحه رو عوض کرد&lt;br /&gt;ثالثا بعضی وقتا باد کاغذ زندگیمونو تکون میده و ما به اشتباه فکر میکنیم صفحه عوض شده&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نمیدونم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;هنوز نمیدونم چطور ولی احساس میکنم باید ورق بزنم&lt;br /&gt;اما نمیدونم چطور میشه ورق زد و کدوم ورق زدن ورق زدن حقیقیه&lt;br /&gt;احساس میکنم باید بمیرم تا زنده تر بشم و راحت زندگی کنم اما بلد نیستم بمیرم&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;هنوز مخم داره سوت میکشه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رابعا&lt;br /&gt;از بعضی دوستان ناراحتم، چون هنوز که هنوز نمیدونن که &lt;strong&gt;آخوندها هم آدم هستن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;دست و پای آدمو می بندید و نمیذارید آدم احساساتشو بیان کنه&lt;br /&gt;آیا منیکه بعد از ربع قرن زندگی به علائق و آرمانهام نرسیده ام نباید از خودم رنجور و ناراحت باشم؟&lt;br /&gt;آیا کسی که رنج دیده (حتی از خودش) حق نداره رنج نامه بنویسه؟&lt;br /&gt;آیا نوشتن رنج نامه و دردنامه توهین به مقدساته یا جرم حساب میشه؟&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;مخم از اینجور دوستان هم سوت میکشه&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نکته آخر اینکه دعا کنید بتونم بمیرم &lt;br /&gt;و حلالم کنید&lt;br /&gt;همین!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;------------------------------&lt;br /&gt;پی نوشت:&lt;br /&gt;1- همیشه از آدمای افسرده و نا امید که حرف از خودکشی میزدن بدم میومده و میاد پس مطمئن باشید اونجوری نشدم، تازه تابستون امسال فعالیتهام بیشتر شده و به علائقم نزدیکتر شدم&lt;br /&gt;2- بطور اتفاقی بعد از این پست موبایلم هم به علت بدهی قطع شده و بعضیا فکر کردن بالکل از صفحه روزگار محو شدم، باید بهشون بگم متاسفانه اینجور که من فهمیدم بادمجونا همشون بی آفتن!&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 25 Jul 2009 14:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=126</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-126.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حلالم کنید</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-125.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img style=&quot;width: 482px; height: 363px;&quot; src=&quot;http://www.kinsoncc.freeserve.co.uk/Stormy-sea.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سلام&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;چند وقتیه به روز نکردم&lt;br /&gt;شاید حسش نبوده! شاید مثل خیلی وقتا مطلب تو ذهنم بوده اما وقتش نبوده! شاید مخم کار نمیکرده و مطلبی در کار نبوده&lt;br /&gt;امشب نمیخواستم به روز کنم&lt;br /&gt;شاید هم اشتباه میکنم به روز میکنم&lt;br /&gt;شاید هم دیگه به روز نکنم&lt;br /&gt;مخم کار نمیکنه&lt;br /&gt;فکرم کار نمیکنه&lt;br /&gt;همه چیز داره تو ذهنم قاطی میشه&lt;br /&gt;شاید همه چیز اشتباه بوده&lt;br /&gt;میدونم عملمون پاپیچمونه و هرچی میکشیم از اعمالمونه اما نمیدونم کدوم عملم با من این کار رو کرده&lt;br /&gt;من که به خدا همیشه میگم غلط کردم&lt;br /&gt;من که به خدا همیشه میگم دوستت دارم&lt;br /&gt;من که همیشه گفتم دوست دارم آدم بشم&lt;br /&gt;من که همیشه التماسشو کردم شتر دیده ندیده&lt;br /&gt;نمیدونم چی داره باهام بازی میکنه&lt;br /&gt;مخم داره سوت میکشه&lt;br /&gt;دلم میخواد بمیرم&lt;br /&gt;دلم میخواد سوت بشم&lt;br /&gt;شاید اشتباه اومدم&lt;br /&gt;شاید اشتباه برم&lt;br /&gt;نمیدونم چرا اینا رو اینجا مینویسم&lt;br /&gt;نمیدونم این کارم درسته یا نه&lt;br /&gt;دیگه هیچی نمیدونم&lt;br /&gt;شاید دوباره زنده بشم و فکرم کار کنه&lt;br /&gt;شاید برای همیشه بمیرم&lt;br /&gt;شاید عوض بشم&lt;br /&gt;شاید که دارم فیتیله پیچ میشم&lt;br /&gt;اگه بازم بودم و اومدم میفهمید&lt;br /&gt;اگه دیدید نیستم حلالم کنید&lt;br /&gt;همین!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;حالم خوب نیست&lt;br /&gt;ربع قرن عمر کردم و میبینم تهش هیچی نیست&lt;br /&gt;از همه معذرت میخوام&lt;br /&gt;از همه اونایی که تو زندگیشون بودم&lt;br /&gt;شاید نباید براتون وجود میداشتم&lt;br /&gt;بهر حال اگه دیدید دیگه نیستم حلالم کنید&lt;br /&gt;همین!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img style=&quot;width: 465px; height: 283px;&quot; src=&quot;http://www.indexiran.ir/gallery/Nakalele_Point,_Maui,_Hawaii.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Jul 2009 21:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=125</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-125.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>الگوی انقلابی</title>
<link>http://sedarat.blogfa.com/post-124.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;ب&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;نام خدای شاهد&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;سلام و درود بر شما&lt;br /&gt;هفتم تیر سالروز شهادت عالم ربانی و مبارز نستوه حضرت آیت الله شهید محمد حسینی بهشتی و شهدای حزب جمهوری اسلامی را گرامی میدارم.&lt;br /&gt;شهید مظلوم بهشتی به واقع در انقلاب اسلامی مظلوم واقع شده و با این همه خدمات و آثار ارزنده هنوز که هنوز است در بین مردم انقلابی ایران بقدر لازم شناخته نشده.&lt;br /&gt;بد نیست ما جوونا که الان در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی هستیم کمی از وقتمون رو صرف شناخت این عالم مجاهد کنیم تا با شناخت افکار و عقاید ایشون بهتر و بیشتر بتونیم در راستای پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی تلاش کنیم.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.sajed.ir/pe/component/option,com_ponygallery/Itemid,4/func,detail/id,486/#ponyimg&quot; /&gt;&lt;img src=&quot;http://hossein.files.wordpress.com/2008/08/beheshti3.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;برای آشنایی بیشتر با شهید بهشتی و آثارشون میتونید به سایت ب&lt;a href=&quot;http://www.beheshti.org&quot;&gt;نیاد نشر آثار و اندیشه های شهید بهشتی&lt;/a&gt; مراجعه کنید&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 28 Jun 2009 03:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sedarat&amp;postid=124</comments>
<dc:creator>sedarat</dc:creator>
<guid>http://sedarat.blogfa.com/post-124.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
